خرید بک لینک
وقتی ظهر مث خرس میخوابید به عذاب وجدان تمام نکردن برنامه تان درشب هم فکر کنید با تشکر! اینو با خودم بودم مثلا! بخدا من دیگه ظهرا نمیخوابم... اگه من این هفته ساعت مطالعمو درست کردم و برناممو کامل اجرا کردم یه امیدی بهم هست اگر نه باید برم بمیرم... عاغا دویست و خرده ای روز تا کنکور مونده که اصلا هم زیاد نیست که هرروز با یه بهونه ای نخونیم... این هفته "هفته ی تغییر کردنه" در اتنهای هفته باید کلی از کارای مضرمو کنار گذاشته باشم!

برچسب: نویسنده: میلاد قاسمی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 20:28

سلام دوستان عزیز... من برگشتم همینجا توی وبلاگ آقای مویینی بودم یه جمله ای نوشته بود: (وبگردی درشان یک بچه درسخوان نیست) بعد دیدم خیلی حرف منطقی و درستی هست! یاد تمام روزایی افتادم که به خودم قول دادم امسال جایگاهم فقط میزم و تخت خوابم باشه!یاد روزایی افتادم که با اشک آرزو میکردم کاش زمان به عقب بر میگذشت تا جبران همه ی کم کاری هامو میکردم!یاد روز کنکور افتادم که تو محوطه قدم میزدم و میگفتم اگه خوب درس میخوندم حالم خیلی متفاوت تر از این بود!یاد 30روز مونده به کنکور افتادم که بغض راه نفسام رو بند آورده بود!یاد قولی افتادم که با دیدن رتبم به خودم دادم!و سریع

برچسب: نویسنده: میلاد قاسمی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 6:02

برنامه امشب خندوانه چقد حالمو خوب کرد! خیلی خوب بود!! زندگی واقعا ینی همین خنده های از ته دل گوربابای تمام مشکلات! این روزها احساس خوبی به خودم و زندگیم دارم! باید خوب بود!باااید. . . باید زندگی کرد، باید خندید، باید تلاش کرد، باید جنگید، باید رسید، بایداز خودت احساس رضایت داشته باشی، ودرنهایت باید حال دلت عالی باشه عااالی! خدایا مرسی واسه همه چی! دوستت دارم.... و یه چیز دیگه اینه ک جدیدا حرف هیچکس،زندگی هیچکس،قبولی هیچکس،برام مهم نیست!فقط دارم خودمو میبینم،آینده خودمو،وحال دل خودمو!خیلی خوبه به این نقطه رسیدن!عالیه!!

برچسب: حس خوب زندگی,حس خوب یعنی,حس خوب باتو بودن,حس خوب به انگلیسی,حس خوب,حس خوبی داره تهران واسم,حس خوبیه وقتی,حس خوب آشپزی,حس خوب عاشقی,حس خوبيه, نویسنده: میلاد قاسمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 23:55

امشب انقدر خندیدم که دلم به شدت درد اومد! اولین باری هستش که تو این یک سال کنکوری بودنم اینهمه از ته دل خندیدم! راستش من قبلا خیلی به خودم انرژی منفی میدادم،استرس الکی،یادم میاد مینشستم واسه کنکور گریه میکردم بعد در همین حین از خودم فیلم میگرفتم!یه بار x یکی از این فیلما رو دید وگریه کرد!!!دیگه فک کن من چه جور زجه میزدم و گله و شکایت میکردم ک این اشکش دراومد! بعد کنکور یهویی حالم دگرگون شد،دیگه نخواستم پریسای این یک سال باشم!آدمی که روحیه و انگیزه وحس خوب نداشته باشه با مرده ها هیچ فرقی نداره!خیلی از ماها کلا چیزیمون نیست فقط منفی فکر میکنیم!الان اگه به گ

برچسب: ^_^,^_^ meaning,^_^ face,^_^ emoji,^_^ emoticon,^_^ urban dictionary,^_^ emoticon meaning,^_^ meaning in text,^_^v,^_^ face meaning, نویسنده: میلاد قاسمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 23:55

نتیجمو هنوز نگاه نکردم!! اون کارت که شماره داوطلبی روشه پیش مامانمه و من نمیتونم برم بگم بدش!میاد نتیجمو میبینه[ناراحت] بعد چ غلطی کنم؟! آخه مامان اینا فک کردن فردا صبح نتیجه رو میزنن!! دوستم گفت از تخمین رتبه سنجش خیلی بدترشده!وای خدااااا نکنه رتبم نجومی شده باشه؟! بعد چی میشه؟!چه بلایی سرم میاد!! رفتم وبلاگ بچه ها به شدت دلم گرفت!چه غم انگیزه! حالا اینجاش خیلی دردناکه که پشت کنکوری باشی و خراب کرده باشی... پردیس چرا وبتو حذف کردی؟دختر برگرد!! حال خیلیامون مشابهه!ولی من نا امید نیستم!میدونم سال بعد خیلی بهتر میشم! ولی مضطربم،نگرانم!! نمیدونم چی میگم اصن!خ

برچسب: نتایج زنده,نتایج یورو 2016,نتایج لیگ برتر,نتایج والیبال,نتایج آزمون نمونه دولتی,نتایج تیزهوشان,نتایج نمونه دولتی,نتایج بازیهای یورو 2016,نتایج لاتاری 2017,نتایج کنکور سراسری 95, نویسنده: میلاد قاسمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 23:55

باید این حرفا رو امشب بنویسم! امروز صبحش شک عظیمی بهم وارد شد!ناراحت شدم،عصبانی شدم،هیچ تمرکزی نداشتم،داشتم رسما دیوونه میشدم!وقتی بابا اومد درصدا رو گفتم و خواهش کردم درمورد رتبم چیزی نپرسه!البته خیلی اصرار کرد ولی نذاشتم نگا کنه! دوستای بابا بهش پیام میدادن رتبه دخترت چطور بود؟!اون لحظه ها شرمنده بودم!بغض کرده بودم!پدر بزرگم ساعت6صب زنگ زد قبول شدی؟!خالم وارد آموزشگاه ک شده بود همه ازش پرسیده بودن پریسا چن شد؟!و خیلی چیزهای دیگه که داشت دیوونم میکرد وبیشتر به حماقتام لعنت میفرستادم!عصر رفتم پیش خاله هام گفتن پریسا تو حیفی جز پزشکی چیز دیگه ای بری

برچسب: تو شاهکار خلقتی تحقیر را باور نکن,شعر تو شاهکار خلقتی تحقیر را باور نکن, نویسنده: میلاد قاسمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 23:55

عاغا من الان با خودم به این نتیجه رسیدم آدمی که حتی یک اپسیلون عقل داشته باشه سال کنکورش گوشی تو دستش نمیگیره که هی باهاش بیاد نت و کلی از وقتشو الکی هدر بده! و تصمیم بر این شد که گوشیمو خاموش میکنم و فقط آخر شبا روشنش میکنم... من واقعا دارم از این موضوع ضربه میبینم... پس فقط آخر شبا... راستی یه سوال بچه ها واسه زیست الگو بهتره یا آی کیو؟! من الگو میخوندم ولی نمیدونم الان با همون کار کنم یا آی کیو! دیگه اینکه من باید برم واقعا بخونم خیلی خیلی جدی تر و خیلی بهتر!10ماه وقت خیلی زیاد نیست! باید جدی گرفت هر دقیقشو ... و در آخر این حرفو حافظ ناظری تو یکی از برنامه های خ

برچسب: نویسنده: میلاد قاسمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 23:55

تا الان به صورت جدی نخوندم!خیلی پراکنده ودرهم برهم!امروز قلمچی دادم وقتی برگشتم خونه بعد از خوابیدن مثل خرس قطبی پاشدم!آخه خوابم جریان داره این هفته به عبارتی اصلا نخوندم!بعد دیشب ساعت8یهو جوگیر شدم که واسه فردا حداقل همه عمومیاشو بخونم و از اونجایی من هر وقت جو درس خوندن گرفتم یه اتفاقی افتاد که من نخونم این بارم دختر داییم اومد پیشم!ساعت12رفت منم از12تا3ونیم خوندم! حالا کجا بودیم اها از اونجا که پاشدم ویه برنامه برای این هفتم نوشتم که چیکار کنم و میخوام دیگه از این هفته جدی جدی بخونم وقت کمه!کتابا و تستا زیاد!این بار دیگه حرفامو واقعا میخوام عملی کنم

برچسب: نویسنده: میلاد قاسمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 23:55

هوای این وبلاگ برام سنگینه! دارم حس میکنم که من اینجا خودم نیستم!اینجا رو ساختم تا جایی باشه برای نوشتن از هرچیزی که تو ذهنمه!ولی امروز دیگه نمیتونم اینجا بگم... شاید آخرین نوشته من در این وب باشه! اگر کسی آدرس جدیدم رو میخواد بگه!

برچسب: نویسنده: میلاد قاسمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 23:55

صفحه بندی